|

الحمد لله رب العالمين و صلى الله على محمد نبينا و على آله الطيبين الطاهرين و صحبه المنتجبين
با سلام و درود به روان پاك شهداى انقلاب اسلامى و روح ملكوتى امام راحل كه با انقلاب عظيم اسلامى، عزت و
كرامت را به امت اسلامى بخشيد و با سلام و درود و آرزوى سلامتى مقام معظم رهبرى و عرض تبريك ايام الله دهه
مباركه فجر انقلاب اسلامى و تشكر از نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى كه بيست و يكمين همايش علمى ـ تحقيقى را
در راستاى تبيين حقايق دينى و رفع ابهامات و شبهات مذهبى برگزار نمودند.
بسم الله الرحمن الرحيم

كميسيون كلام كه موضوع آن اسلام و كفر و ملاكهاى تكفير بود طى دو روز بحث با حضور علما و انديشمندان فريقين
در جوّى دوستانه و منطقى به تبيين اسلام و كفر و ملاكهاى تكفير پرداختند كه نتايج و دستآوردهاى آن به شرح زير
است:
1. نخست به اهميت و ضرورت طرح مسأله تكفير از ديدگاه قرآن و سنت پرداخته شد. خلاصه بحث اين است كه:
با توجه به اين كه اختلاف، نزاع و تكفير از عواملى است كه موجب ويرانىهاى فراوان و نابودى استعدادها و امكانات
مادى و معنوى يك دين و امت مىگردد و از سويى بهترين بستر نفوذ دشمنان اسلام و سيطره آنان بر سرنوشت امت
اسلامى است، بررسى چنين آفتى در درون امت اسلامى و كشف راههاى برون رفت از آن از ضرورتهاى
اساسىاست. و بايد مسلمانان از هر فرقه و مذهبى در مقابل اين پديده غم انگيز مقابله نمايد. هركس نگاهى به جامعه
اسلامى بيندازد خواهد ديد كه قتلها، ويرانىها، انفجارها و غيره همه در كشورهاى اسلامى مصيبتها آفريده. در
فلسطين، عراق، سومالى، پاكستان، افغانستان، يمن و غيره خونها ريخته مىشود، بناها ويران مىشود. چرا كشورهاى
غير مسلمان بدنبال پيشرفت ابتكار و اختراع و اكتشاف هستند اما امت اسلامى درگير عداوت، تفرقه و تكفير؟ آيا
حركت تند تكفيرىها يك عذاب براى امت اسلامى نيست؟ آيا علماى امت نبايد در مقابل اين حركت برنامهريزى
دقيق داشته باشند تا توطئه دشمنان اسلام را خنثى نمايند؟
بنابراين شركت كنندگان در كميسيون كلامى بالاتفاق بر اين نظرند كه بررسى همه جانبه حركت تكفيرى و مقابله با آن
داراى اهميت و ضرورت ويژه است.
2. معيار اسلام و كفر در قرآن و روايات و اصرار خاتم انبياى الهى بر رعايت آن:
در متن آيات و روايات روشن و واضح نبوى كه در منابع اساسى فريقين از جمله در صحيح بخارى و اصول كافى با
صراحت آمده، معيار حقيقى اسلام، اظهار شهادتين است كه با آن، گوينده در حريم دين اسلام وارد شده و خون و مال
و عرض و آبرويش حفظ مىشود و هيچ كس حق تعرض به او را ندارد. «و لا تقولوا لمن القى اليكم السلام لست مؤناً
(سوره نساء آيه 94)».
در روايات متعدد از پيامبر اعظم(صلىالله عليهوآله) نقل شده كه حضرت به شدت عنايت داشتند كه كسى از اين
معيار عدول نكرده و متعرض گوينده لا اله الا الله نشود.

در متون دينى فريقين از معيار حقيقى اسلام گاهى به اظهار شهادتين و گاهى به بيان لا اله الا الله و گاهى به عدم انكار
ضرورى دين تعبير شده است كه مراد حقيقى از همه آنها يك چيز است كه گاهى به طور اجمال و گاهى بالتفصيل بيان
شده است. بنابراين كافر در حقيقت كسى است كه:
1. منكر اقسام توحيد باشد و يا براى خداوند شريك قرار دهد لقد كفر الذين قالوا ان الله هو المسيح بن مريم(مائده،
آيه 71). لقد كفر الذين قالوا ان الله ثالث ثلثه (مائده،آيه 71)
2. منكر رسالت پيامبر اسلام باشد: ذلك بانهم كفروا بالله و رسوله (توبه، آيه80)
3. منكر قرآن كريم باشد «يقول الذين كفروا ان هذا الا اساطير الاولين(انعام، آيه 25)»
4. قيامت و معاد را انكار كند: اولئك الذين كفروا بايات ربهم و لقائه (كهف، آيه105)
5. قائل به انحصار عبادت براى خداوند نباشد: و يعبدون من دون الله.
معيارهاى مذكور در آراى متكلمان و فتاواى فقيهان مذاهب اسلامى بالاتفاق پذيرفته شده است.
تبصره1: لازم به يادآورى است كه بزرگان مذاهب اسلامى ضروريات را به دو قسم تقسيم كردهاند يكى از ضروريات
دين كه مورد اتفاق همه مذاهب اسلامى است و انكار آن موجب خروج از دين اسلام است و ديگرى ضروريات
مذهب كه از نظر پيروان آن مذهب ضرورى دانسته شده ولى بخاطر اختلاف با فرق ديگر انكار آن موجب خروج از
دين نيست.
تبصره2: در بحث تكفير و كفر به اين مطلب پرداخته شد كه همان گونه كه اسلام و آيمان داراى مراتب است. كفر نيز
داراى مراتب مىباشد، كفر در برابر اسلام با كفر در برابر شكر، كفر تغليظى كه بيانگر اهميت برخى گناهان است مانند
تكفير تارك الصلاة.
بنابراين در هر آيه و يا روايتى كه واژه كفر بكار رفته است بدون بررسى قرينه و دليل نمىتوان حمل بر كفر مقابل اسلام
نمود. همان گونه شرك چنين است.
3. عوامل و ريشههاى حركتهاى تكفيرى و نسبت كفر دادن به مسلمانان
يكى از مسايل مهم و اساسى، كشف ريشهها و عوامل حقيقى حركتهاى تكفيرى است. بدون ترديد كشف صحيح
ريشهها در مواجهه دقيق و بجاى عالمانه و برخورد و مقابله مسؤلانه با حركتهاى تكفيرى نقشى كليدى دارد.
از محورىترين عوامل پنهان و آشكار تكفيرىهاى نابجا:
1. تعصبهاى كور و خودمحورى در كشف حقايق دينى و نفى و طرد و رمى به كفر آراء و انديشههاى ديگران؛
2. عداوتهاى پنهان در درون؛
3. جهالت نسبت به اصل معارف دينى يا حد و مرز اسلام و كفر يا مذاهب ديگر و مقاصد حقيقى آنان؛
4. دسيسه دشمنان اسلام و استعمارگران جهانى براى نابودى اسلام و مسلمين يا سيطره بيرونى بر آنان؛
5. رذايل اخلاقى از قبيل كينهورزى و انتقام، خود پسندى و كبر، حسادت، بدگمانى، مخفى كردن ضعفهاى خود، دنيا
طلبى و زراندوزى و ... است كه بايد در بين آنها برنامهريزىهاى سامان يافته و شيطانى دشمنان اسلام كه بهترين راه
مقابله با اسلام را ايجاد درگيرىهاى درونى و بستر سازى حركت سازى حركتهاى تكفيرى مىدارند را مورد توجه
جدى و عنايت ويژه قرار داد.
4. پيامدها و آثار تكفير در جامعه اسلامى
1. ايجاد تفرقه ميان مسلمانان
2. ايجاد جنگ و درگيرى و در نتيجه ريخته شدن خون مسلمانان و چپاول اموال آنان و مورد تعرض قرار گرفتن
نواميسشان
3. ارايه چهرهاى خشن و تفرقهانگيز از اسلام به مردم جهان
4. تسلط كفار بر مسلمين در نتيجه تفرقه و درگيرى با يكديگر
5. ركود حركت و رشد اسلام در جهان
6. عقبماندگى مسلمانان و عدم شكوفايى استعدادهاى آنان بخاطر اشتغال به درگيرىهاى داخلى
5. نمونههاى تكفيرى از سوى تكفيرىها در طول تاريخ
1. تكفير خوارج عموم مسلمانان را در قرن اول هجرى
2. تكفير معتقد به حدوث قرآن
3. تكفير اشاعره و ماتريديده توسط وهابيون
4. تكفير احناف و ديوبنديه و بريلويه توسط وهابيون
5. تكفير شيعيان توسط وهابيون
6. راه حلها و وظيفه علماى اسلامى در برابر حركت تكفيرى
1. تبيين گسترده آثار و خطرات و آفات نابود كننده حركت تكفيرى در جلسات عمومى مثل غلو بويژه در كتب و
سخنرانىها
2. معرفى فرقه تكفيرى وهابيت و محكوميت علنى آنها
3. دفاع پيروان مذاهب اسلامى از يكديگر در برابر تهمتها و افترائات بويژه آنچه موجب تكفير است مثل قذف و
سب صحابه
4. تبيين صحيح عقايد يكديگر در برابر برداشتهاى غلط از آنها بويژه آنچه موجب تكفير است.
5. احتراز از آنچه زمينهساز توهمات تكفيرى است مثل احتراز از افتراء به يكديگر.
6. خوددارى از اهانت به مقدسات يكديگر
در پايان حضار جلسه حركتهاى تروريستى اخير را در استان سيستان و بلوچستان و كردستان محكوم نمودند و ياد
شهداى عزيز اين حركتهاى غير انسانى را از شيعه و سنى گرامى داشتند.
والسلام
- امرت ان اقاتل الناس حتى يقولوا لا اله الا الله فاذا قالواها و صلوا صلاتنا و استقبلوا قبلتنا و ذبحوا ذبيحتنا فقد حرمت علينا دمائهم و اموالهم.
صحيح بخارى كتاب ابواب قبله، حديث 385؛
امام صادق(عليهالسلام): الاسلام هو الظاهر الذى عليه الناس شهادة ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و اقامة الصلاة و ايتاء الزكاة و حج البيت و صيام شهر رمضان. (كافى، ج2، ص399).
|